محمد مهدى ملايرى
72
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در همين محدودهء جغرافيائى كه اكنون عراق خوانده مىشود براى آن اصلى بيابند . از اينرو براى اينكه از مطالعهء آنچه در اينباره ذكر شده نتيجه صحيحى به دست آيد بهتر آن دانسته شد كه در اينجا نخست به دگرگونىهاى لفظى و تحوّلات جغرافيائى و تاريخى اين كلمه پرداخته شود ، و آنگاه اقوال مختلفى كه در كتابهاى لغت يا در تفسيرهاى برخى از محققان معاصر دربارهء اين كلمه آمده است نقل گردد . تا هم ريشهء اين آشفتگىها كموبيش معلوم گردد و هم مفهوم و مصداق اين كلمه در دورههاى مختلف تاريخى آن تا حدى شناخته شود . و شناخته شدن آن ، پرتوى هم بر برخى از نقاط تاريك تاريخ اين دوران بيفكند . * * * معنى عراق در قديمىترين صورت آن قديمىترين نوشتهء موجود كه نام عراق در آن آمده كتاب « المسالك و الممالك » ابن خردادبه نخستين كتاب عربى اسلامى در دانش جغرافيا از نيمهء اول قرن سوم هجرى است . ولى در اين كتاب عراق همچون نامى براى اين سرزمينى كه امروز عراق خوانده مىشود به كار نرفته . اين سرزمين در آن كتاب همهجا چنان كه پيش از اين هم گذشت سواد خوانده شده . در كتاب المسالك و الممالك عراق در چند جا به كار رفته ولى در همهء آنها اين كلمه همچون نامى براى ايران يا ايرانشهر است نه جاى ديگر . از اين موارد يكى جائى است كه پيش از اين هم بدان اشاره شد و آن در ترجمهء « دل ايرانشهر » است به « قلب العراق » « 1 » و ديگر جائى است كه زير عنوان ( ملوك الارض فى اول الزمان و مملكتهم « 2 » ) از تقسيم فريدون كشورش را ميان سه پسرش ، ايرج و سلم و طوج ( تور ) سخن رفته و در آن آمده است : « و ملّك ايران و هو ايرج على ايرانشهر و هو العراق فالأكاسرة ملوك العراق من ولده » يعنى فريدون ايران را كه همان ايرج است بر ايرانشهر كه همان عراق
--> ( 1 ) . المسالك و الممالك ، ص 5 . ( 2 ) . المسالك و الممالك ، ص 15 .